لب تو

انگار ؛

کارخانه ی نیشکر ,

هفت تپه است,

لب های زیبای تو ...

ترسم قند لبانت ،

مرا به دیابت مبتلا کند..

متین


برچسب‌ها: دیابت , قند , مبتلا , لب

تاريخ : جمعه یکم آبان ۱۴۰۵ | 0:28 | نویسنده : متین |

شیفت شب


تُو شیـفت شَبـت را


بیمـار مُداوا مــے کنــے


من شیفـت شَبـم را


با دل مُـدارا می کنـم


متین


برچسب‌ها: شیف , بیمار , مداوا , مدارا

تاريخ : پنجشنبه سی ام مهر ۱۴۰۵ | 16:16 | نویسنده : متین |

سر مزارم

چشم یعقــوب از بوی پیــرآهن

یوســف بینـا می شــود

سر قبــرم اســم تو را گیـرند

در دلــم غـوغا می شــود

متین


برچسب‌ها: قبر , غوغا , یوسف , بینا

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵ | 22:54 | نویسنده : متین |

تو را

تو را چون جوانی ، که مادرش را پس از سال ها
پیدا کرده و از فرط شادی می گرید
یا چو پیرزنی ، پس از دیدن عکس جوانی هایش
در شب عروسیش ذوق می کند
یا به اندازه ی هیجان و اشتیاق کشتی گیری که
پس از سال ها جنگیدن
به مدال المپیک می رسد
تو را همانقدر دوستت دارم
همانقدر با عشق با ذوق
همانقدر از جان و دل دوستت دارم
متین


برچسب‌ها: جوان , البوم , عکس , پیرزن

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۵ | 0:0 | نویسنده : متین |

𝑴𝒂𝒕𝒊𝒏 :

تو نیستی

عکس تو هنوز بعد سال ها

در قاب گوشی ام خود نمایی می کند

گفتم سالها بگذرد دل فراموشت می کند

لیک هر سال بی قراری می کند

متین


برچسب‌ها: عکس , قاب , گوشی , خودنمایی

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۵ | 23:56 | نویسنده : متین |

𝑴𝒂𝒕𝒊𝒏 :

تو‌کدامین بهاری

تو نسیم
کدامین باد بهاری
به من که می رسی
دل مجنونم را می لرزانی
متین


برچسب‌ها: بهار , دل , مجنون , می لرزد

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۵ | 22:59 | نویسنده : متین |

حال دل

اگر دیدی
کسی که دوستش داری
دگر با کارهای تو دلش غنج نمی رود
یا از کارهای تو شاد
و نه پی در پی برایت وقت می گذارد
و نه در پی شاد کردنت است
وقت و زمان برای تو ندارد
بدان دیر وقتی ست
از تو بریده است
منتظر بهانه ای ست
برای رفتن
متین


برچسب‌ها: رفتن , بهانه , شاد , دوستش

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۵ | 22:57 | نویسنده : متین |

بچه ها

اگر همــان روز که رفتی
در کنـارم می مــاندی
الان دختـرک ده سـاله ی ما
داشـت در کـنج اتاقش
موهای بـلوند عروسکـش را می بافت
یا که در آغـوش من با زبان کـودکانه اش

دلبـری می کرد
یا پسـرک تخش و بازیگوش ما جلـوی پایمـان
با لبـاس پلیـسی اش داشـت
به ماشـین های اسبـاب بازی اش
دستـور حرکت یا توقـف می داد
یا که با تفنگ دنبال دزد تخیلی اش می کرد
و مـن و تو در حـالی که لبخـند بر لبـانمان بود
چــای دو نفـرمایمان را سر می کشیـدیم
متین


برچسب‌ها: لبخند , اسباب بازی , عروسک , دختر

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۵ | 22:53 | نویسنده : متین |

خالی از او در فکرم

چه روز خاصی بود امروز
چون نه به او فکر کردم
نه ذهنم دگر مشغول او بود
انگار از اول نبود که
بخواهم به او فکر کنم
خالی شدم از هرچی فکر اوست
تهی شدم از عشق به او
من بودم یک آدم اما بدون عشق

متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: عشق , آدم , روز , فکر

تاريخ : جمعه دهم مهر ۱۴۰۵ | 22:50 | نویسنده : متین |

مهر من در دل تو

شماره ات را هنوز دارم

نه از گوش ام که از ذهنم پاک نکرده ام

شاید زنگ نزنم

ولی ممکن است روزی

از این شماره کسی به من زنگ بزند

و اسمت بر صفحه گوشی ام ظاهر شود

می دانم و مطمنم دلم ناخوداگاه هررری می ریزد

قلب به طپش می افتد و رنگ از رخم می رود

کسی مرا در آن حالت ببیند شاید از من بپرسد

یک تماس و این همه دستپاچگی برای چیست

بی شک او نمی داند این یک تماس معمولی نیست و

تو هم یک مخاطب معمولی نیستی

اسمت را مخاطب خاص من ثبت کرده ام

آری تو مخاطب خاص منی

نظر یادت نره


برچسب‌ها: مخاطب , خاص , شماره ات , طپش

تاريخ : یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ | 16:36 | نویسنده : متین |

شبی بی یار


بگـذشت شبی تا به سـحر ، به شـادی و طــرب
صد حیــف ، مـی بود و طـرب بود ولی یـار نبود
متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: یار , شب , می , طرب

تاريخ : جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ | 0:35 | نویسنده : متین |

𝑴𝒂𝒕𝒊𝒏 :

مدیون دل

مدیون دلم شده ام
طفلکی دل او را خواست
اما عقل دیگر نخواست

متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: عقل , دل , خواستن , مدیون

تاريخ : سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۵ | 0:5 | نویسنده : متین |

𝑴𝒂𝒕𝒊𝒏 :

تهدید می کنی

تهدید به رفتن می کنی !!!
دانی که جانم می رود .
بودن را در کنارم تمرین کن ،
تا من ریشه در خاکت زنم .

متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: ریشه , خاک , تهدید , جانم

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ | 0:38 | نویسنده : متین |

حال دل خوب کن

یکی گفت ؛ تو که حال دل

خیلی ها رو خوب کردی

چرا حال دل خودت خرابه

گفتم ؛ آخه بقیه به حرفام

گوش می دادند

اما دلم به حرف هیچکس

گوش نمی دهد

متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: دل , خوب , گوش , حال

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ | 0:12 | نویسنده : متین |

یکیهست

یکی هست که

نه دکتر است نه پرستار

اما بلد است بی هیچ دارویی

حال مرا خوب کند

کاش همه یک

حال خوب کن ، داشتند

متین

نظر یادت نره


برچسب‌ها: دکتر , پرستار , خوب , دل

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ | 0:5 | نویسنده : متین |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.